سيد محمد باقر برقعى

3591

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

اين كهكشانهايى كه از هم مىگريزند * تا چند بايدشان در اين صحرا دويدن اندر ميان تودهء اجرام علوى * تا كى نشان از قادر بىچون نديدن هنگامهء هستى سراسر شور و شرر بود * كى مىرسد هنگام خواب و آرميدن رهايى از خود خداوندا مرا از من رها كن * دلم را با نيازى آشنا كن تن فرسوده‌ام را خاك ره ساز * غبارش را به عشقى مبتلا كن